برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
46
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
نوروز - كه از خيلى قبل در بين النهرين و در نقاطى دور تر از آن معمول بود ، در بيشتر جاها رواج گرفت . « 227 » - اما بهعكس در قفقاز ( ارمنستان و گرجستان ) ، از نفوذ قبلى و بسيار شديد خصوصيات ايرانى « 228 » ، پس از مسيحى شدن اين سرزمينها به شدت كاسته شد و عقايد غربى در آنها راه يافت ، هرچند كه اثرى مانند « مردى در پوست پلنگ » ، در حدود سال 1200 م [ 596 ه ] هنوز كاملا روح شرقى را منعكس مىكرد . در زمينهء معنوى ، نفوذ ايرانى بدين علت غير قابل انكار است ، « 229 » كه بخش عظيمى از دانشمندان علم كلام ، مورخان ، عالمان صرف و نحو و شاعران كه به عربى مىنوشتند ، منشأ ايرانى داشتند ، و از ميان آنها بعضى حتى در بغداد با قدرت بودند . « 230 » بدينسان بسيارى از عناصر ايرانى ، عنصر تكميلى ادبيات عرب شد . البته در اين جريان برخى نظريات عربى نيز به ايرانيان نزديك گرديد ( چنان كه تا حدودى در تاريخنويسى طبرى ديده مىشود ) . « 231 » همچنين ادبيات موجود ايرانى ميانه توسط ترجمههاى منتخب در ميان اعراب راهى براى خود پيدا كرد . تنها كافى است كه فعاليت ( داذ ؟ ) روزبه فارسى را كه
--> ( 227 ) . صولى : اخبار الراضى ، ص 132 Canard 198 - ) / صولى ) ( 939 ) ؛ و . Tornbery x 28 ( 1064 ) . / ابن اثير - رجوع كنيد به : Kremer , C . G . II 268 و نيز به مبحث « مناسبات مالكيت » كتاب حاضر و نيز : Rhuven Guest : Relations ( wie S . 258 , Anm . 10 ) . ( 228 ) . در اينباره رجوع كنيد به : David Talbot Rice : Iranian influences in the Caucasus'' , 1931 ( ) ( Iran Society . - Proceedings , Vol . II , Part 1 ) . ( 229 ) . Wesendonk 14 . - همچنين مردى مانند ابن خلدون ( ج 3 ، ص 274 - 270 ) - حتى در چهارچوب استنباط سنتى از تاريخ اسلام و برداشتش از « جاهليت » - از اهميت عنصر ايرانى در فرهنگ اسلامى به خوبى آگاه بود . A . Siddiqi : Studien Uber die persischen Fremdworter im Klass . Arabisch , ( Gottingen 1919 ) , فقط لغاتى را كه از زمان قبل از اسلام اخذ شده است ، نشان مىدهد . رجوع كنيد همچنين به : . Fuck 10 f ( 230 ) . صولى : اخبار الراضى ، ص 249 ( 44 / 993 ) . ( 231 ) . در اينباره : . Gustav Grunebaum : Islam and Hellenism'' [ in Scientia VI . R , 44 ( 1950 ) ] , S . 25